تبلیغات
 هواداران احسان خواجه امیری - علی بحرینی : هر ترانه‌سرایی با خواجه‌امیری همکاری کند، برنده است
تبلیغات سمت راست

منوی کاربری

منوی اصلی
ابر برچسب ها
لینک دوستان
بیشترازهیچی،کمترازهمه چی
هرچی بخوای اینجا هست
آخرین اخبار چلسی
همه لینکها

نظرسنجی
بهترین آلبوم احسان خواجه امیری کدام است؟






bia2gem

آخرین ارسالی ها
آهنگ نابرده رنج با صدای احسان خواجه امیری
مصاحبه با آقای محمد مرشدی ، کنسرت گذار کنسرت اصفهان
اجرای احسان خواجه امیری در اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه
گزارش تصویری از کنسرت 4 آذر لنگرود
گزارش تصویری از کنسرت احسان خواجه امیری در برج میلاد
كنسرت بندر عباس احسان خواجه امیری
برنامه كنسرت های احسان خواجه امیری
مصاحبه احسان خواجه امیری با مجله سروش
سری دوم عکس های اختصاصی از کنسرت اصفهان
«تیتراژ خوش‌نشین‌ها را در 2 روز ساختم..!» ( هنوز با احسان خواجه امیری کار می کنم )
تولدت مبارک...
گزارش تصویری از شب دوم کنسرت تالار بزرگ کشور ( همچنین سری سوم تصاویر شب اول )
احساس می‌كنم اولین بار است روی صحنه آمده‌ام! (موسیقی ما )
گزارش تصویری(2) از کنسرت احسان خواجه امیری در تالار بزرگ کشور
گزارش تصویری از کنسرت احسان خواجه امیری در تالار بزرگ کشور
لیست کامل مطالب ارسالی

علی بحرینی : هر ترانه‌سرایی با خواجه‌امیری همکاری کند، برنده است




علی بحرینی در گفت‌وگو با «موسیقی ما» از روزنامه‌نگاری و ترانه گفت؛
هر ترانه‌سرایی با خواجه‌امیری همکاری کند، برنده است

موسیقی ما - مینا آتشی: علی بحرینی یکی از اولین روزنامه‌نگاران موسیقی پاپ ایران در سال‌های پس از انقلاب بود که فعالیت مطبوعاتی‌اش در این حوزه را همزمان با تولد دوباره موسیقی پاپ آغاز کرد. او در ماه‌های نخست، تنها روزنامه‌نگاری بود که از موسیقی پاپ می‌نوشت و تا اردیبهشت امسال با قلم زدن در نشریاتی مثل پیک آزادی، محک، اتفاق نو و. . . حضور پررنگ و ثابتی در این عرصه داشت. بحرینی این روزها همچنان برای موسیقی می‌نویسد اما حالا فقط در زمینه «ترانه» دست به قلم می‌برد. در این گفت‌وگو بحرینی از همکاری‌های جدیدش با احسان خواجه‌امیری، حمید عسکری، بابک جهانبخش، سعید شهروز، ایمان قیاسی، شهاب رمضان و شهرام شکوهی حرف زده و درباره ترانه‌سرایی و وضعیت فعلی موسیقی پاپ دیدگاه‌های تازه‌ای را مطرح کرده است. این گفت‌وگو را در شرایطی انجام دادیم که این روزها ترانه‌های «خودت خواستی» و «کاش عاشقت نمی‌شدم» که بحرینی آنها را سروده، در آلبوم «یه خاطره از فردا» با استقبال مخاطبان موسیقی مواجه شده‌اند.

برای مشاهده سوال و جواب ها به ادامه مطلب مراجعه کنید
  • اولین سؤالی که احتمالاً در مورد تو به ذهن هرکس می‌رسد این است که چرا بعد از شش سال از مجله اتفاق نو جدا شدی؟
اگر بخواهم فقط به یک دلیل اشاره کنم باید بگویم به خاطر «خستگی طولانی» از اتفاق نو جدا شدم. خوشبختانه محمدصادق درودگر (مدیرمسئول) در تمام شش سالی که سردبیر مجله‌اش بودم از من حمایت کامل داشت و دستم را هم برای سیاستگذاری در تحریریه و هم برای قطع همکاری با اتفاق نو باز گذاشت. اگر اتفاق نو به جای دو هفته نامه در قالب ماهنامه منتشر می‌شد نه من اینقدر خسته می‌شدم و نه در ترانه عقب می‌ماندم. متأسفانه من به عنوان سردبیر، دچار وسواس بیش از اندازه‌ای بودم که باعث می‌شد اغلب صفحات مجله را خودم بنویسم. در دو، سه سال گذشته سیدمحمد کاظمی تنها روزنامه‌نگاری بود که توانستم به طور کامل به قلمش اعتماد کنم و البته او هم گرفتار دانشگاه بود و نمی‌توانست برای هر شماره بیشتر از هفت، هشت صفحه مطلب بنویسد.

  • بعد از آن که از سردبیری اتفاق نو کنار رفتی، ارتباطت با این مجله قطع نشد و به نوعی می‌شد احساس کرد که علی بحرینی می‌خواهد قسمتی از دغدغه‌هایش در موسیقی و سینما را با حضور در چند صفحه از اتفاق نو منعکس کند. درست است؟
روزی که قرار شد من سردبیر اتفاق نو نباشم، با درودگر به این نتیجه رسیدیم که تعدادی از صفحات را باز هم من بنویسم تا حتی المقدور ریتم مجله خیلی تفاوت پیدا نکند. این تفکر به نظر من خیلی منطقی بود چون اتفاق نو در تمام این سال‌ها مجله موفق و پرمخاطبی بود و عقل سلیم حکم می‌کرد که دچار دگرگونی اساسی نشود. خدا را شکر آرش ظلی‌پور هم به عنوان یک روزنامه‌نگار باتجربه، این درایت را داشت که تغییرات را آرام آرام به مجله تزریق کند. من علی رغم تمام گرفتاری‌های جدیدم سعی کردم در حد چند صفحه محدود کنار اتفاق نو باشم. این همکاری تا اواسط مردادماه هم ادامه داشت اما بعد از آن متوقف شد و امیدوارم کنار رفتن یک نویسنده «بدقول» باعث شود اتفاق نو بعد از این در زمان مقرر منتشر شود.

  • پس با توقف این همکاری، سیاست‌هایی که علی بحرینی در اتفاق نو دنبال می‌کرد هم متوقف شده است.
دقیقاً همین طور است. در دنیای مطبوعات اگر قرار باشد سردبیری سیاست‌های سردبیر قبلی را دنبال کند، عملاً به هیچ جایگاهی نخواهد رسید. اتفاق نو حالا برای من یک مجله «جدید» است و برایم جذابیت دارد که با خواندن شماره‌های اخیر آن از سیاست‌های جدید مجله آگاه شوم. خصوصاً در حوزه موسیقی پاپ. من به شدت آرزو می‌کنم موسیقی پاپ در اتفاق نو پررنگ باشد. این برای همه ما اتفاق خوبی است چون در هفت سال اخیر، مجله اتفاق نو تنها رسانه مکتوبی بوده که به صورت منظم منتشر شده و اطلاع‌رسانی انجام داده است. اینکه تمام سیاست‌های موردنظر من در اتفاق نو جایشان را به سیاست‌هایی بدهند که با دیدگاه من 180درجه تفاوت دارند هم برایم چندان آزاردهنده نیست. آنچه اذیتم می‌کند حذف قسمت موسیقی از این مجله است.

  • بعد از اتفاق نو، در نشریه دیگری مطلب ننوشتی؟
اگر فرصت لازم برای روزنامه‌نگاری را داشتم ترجیح می‌دادم برای اتفاق نو مطلب بنویسم. در چند ماه اخیر به شدت درگیر ترانه نوشتن بوده‌ام و چون نمی‌خواستم سوءتفاهمی به وجود بیاید کاملاً از روزنامه‌نگاری فاصله گرفتم.

  • چه جور سوءتفاهمی؟
این سوءتفاهم که مبادا از موقعیتم به عنوان روزنامه‌نگار، برای تحمیل ترانه‌هایم به دیگران استفاده کنم. متأسفانه خیلی از خواننده‌ها با این ذهنیت به سراغ من می‌آمدند و خیلی‌ها هم فکر می‌کردند که من چون روزنامه‌نگار هستم، مشتری ترانه دارم و بعد از انتشار آلبوم‌ها برای خواننده‌ها به صورت مطبوعاتی محبت‌هایشان را جبران کنم.

  • هرگز برای خواننده‌ای که برایش گفته بودی جبران مطبوعاتی نکردی؟
به هیچ عنوان! اتفاقاً خواننده‌هایی که از من ترانه یا ترانه‌هایی خواندند، از بابت مطبوعاتی ضرر هم کردند. مثلاً بابک جهانبخش را در زمانی که آهنگ «تازگیا» با استقبال مواجه شده بود به جرم اینکه آن ترانه را من گفته بودم، در اتفاق نو سانسور کردم تا سوءتفاهمی پیش نیاید! در اتفاق نو به بهنام صفوی هم چندان نپرداختم. شاید اگر ترانه «تبریک» در آلبومش مال من نبود، قضیه فرق می‌کرد! از طرف دیگر رقابت‌های مطبوعاتی با همکارانم باعث می‌شد آنها هم چندان به خواننده‌هایی که من برایشان ترانه می‌نوشتم، نپردازند!

  • حالا که روزنامه‌نگاری نمی‌کنی، در ترانه چه آینده‌ای برای خودت پیش‌بینی می‌کنی؟
قدرت پیش‌بینی‌اش را ندارم اما در سه، چهار ماه اخیر فوق‌العاده پرکار بوده‌ام و سعی کرده‌ام با خواننده‌های مختلف همکاری کنم تا شانس موفقیت ترانه‌هایم را بالا ببرم. من نه شاعر هستم، نه ترانه‌سرا. من برای خواننده‌ها یا آهنگسازها، ترانه می‌نویسم. روحیه شاعرانه ندارم. در دنیای شعر و شاعری اطلاعات و توانایی ویژه‌ای هم ندارم اما بر اساس سال‌ها روزنامه‌نگاری، قدرت سریع نویسی دارم و می‌توانم روزی ده، دوازده ساعت خودکار به دستم بگیرم و روی کاغذ زوم کنم. از طرف دیگر سال‌های سال یک شغل اجتماعی داشته ام. با مردم حرف زده‌ام و حرف‌هایشان را شنیده‌ام و با روحیات آنها آشنا هستم. ادعا می‌کنم برای ارتباط با مردم، آدم پرت و دور افتاده‌ای نیستم. من از مسیر نویسندگی و مردم‌شناسی‌ام وارد عرصه ترانه شدم. ده سال پیش، سه آلبوم با ترانه‌هایی از من منتشر شدند. سال 87 در بازار موسیقی مجاز، پرکارترین بودم اما احساس می‌کنم چهار، پنج ماه است رسماً وارد ترانه شده ام. این مقوله فقط چند ماه است برایم جدی شده و اولویت پیدا کرده است.

  • اولین حضور جدی‌ات در عرصه ترانه را با آلبوم «یه خاطره از فردا» احسان خواجه‌امیری شنیده‌ایم؟
این آلبوم اولین آلبومی است که در وضعیت جدیدم با دو ترانه از من منتشر شده البته دو ترانه‌ای که در این آلبوم می‌شنوید را اوایل سال گذشته برای احسان نوشتم. یک قطعه دیگر هم برای او نوشتم که به خاطر ترافیک آهنگ‌های شش‌و‌هشت در این آلبوم جایی پیدا نکرد و احتمالاً در آلبوم بعدی احسان قرار خواهد گرفت.

  • از همکاری با خواجه‌امیری رضایت داری؟
فکر می‌کنم رضایت احسان مهم‌تر باشد تا رضایت من!

  • او حتماً راضی بوده که این ترانه‌ها را خوانده است.
این همکاری برای من خیلی جذاب بود. خصوصاً از این جهت که یک مدل همکاری جدید را در هر سه قطعه به وجود آوردیم. شاید در کارنامه حرفه‌ای احسان کمتر پیش آمده بود که برای تولید یک قطعه، هم ترانه، هم آهنگ و هم تنظیم به موازات هم جلو بروند. در هر سه قطعه ما کنار هم جلو رفتیم و به این ترتیب من تنها ترانه‌نویسی بودم که تمام ترانه‌هایم با ملودی و تنظیم‌های او پیش رفت. احسان خواننده باهوشی است که با انتخاب درست کارهایش هر رقابتی را به سود خودش تمام می‌کند. خیلی‌ها وقتی می‌خواهند احسان را کمرنگ کنند، بحث حضور او در تیتراژهای تلویزیونی را پیش می‌کشند و معتقدند او به خاطر تیتراژهایش جا افتاده است در صورتی که وقتی فرصت حضور در تیتراژهای تلویزیونی برای دیگران به وجود می‌آید می‌بینیم جز احسان و علی لهراسبی تقریباً هیچ خواننده دیگری نتوانسته با تیتراژهای تلویزیونی در چند سال اخیر خودش را مطرح کند. نمونه‌اش تیتراژهای سریال‌های ماه رمضان امسال. چرا نباید به این فکر کنیم که خواجه‌امیری برای چندمین بار توانسته رقابت را از خواننده‌های دیگر ببرد؟ وقتی دیگران از فرصتی که برایشان ایجاد می‌شود استفاده نمی‌کنند، به احسان چه ارتباطی پیدا می‌کند؟ در ماه رمضان تیتراژ «در مسیر زاینده رود» یک سر و گردن بالاتر از تمام تیتراژهای دیگر بود. رضا صادقی بعد از ترانه «نرو» در سریال «ارث بابام» تیتراژهایی خوانده که حتی طرفداران سینه چاک او هم آنها را دوست نداشته‌اند. محمد اصفهانی هم چند سال است مرتب در جا می‌زند و نه خودش از فرصتی که ایجاد شده استفاده می‌کند و نه به دیگران اجازه می‌دهد تا خودشان را نشان بدهند. اینکه یک تیتراژ با اقبال مواجه می‌شود، فقط مستلزم این نیست که به خواننده فضا بدهند بلکه به تفکر، استراتژی و مخاطب‌شناسی بستگی دارد. احسان خواجه‌امیری از این نظر آدم فوق‌العاده موفقی است.

  • از بازتاب «خودت خواستی» و «کاش عاشقت نمی‌شدم» در آلبوم «یه خاطره از فردا» راضی هستی؟
به نظر من هر ترانه‌سرایی که با احسان همکاری کند، برنده است و باید میزان پیروزی‌اش را اندازه گرفت. من از «خودت خواستی» و «کاش عاشقت نمی‌شدم» رضایت دارم چون در میان نظرات ضدونقیضی که پیرامون این آلبوم منتشر شده، این دو قطعه مخالفان خاصی نداشته‌اند و در نظرخواهی‌ها هم جایگاه خوبی داشته‌اند. خودم شخصاً «خودت خواستی» را بیشتر دوست دارم. متأسفانه «کاش عاشقت نمی‌شدم» دچار ممیزی شد. این ترانه بسیار محکم شروع شد اما متأسفانه دو بیت اول در شورای شعر دفتر موسیقی ارشاد مردود شد و من فقط دو، سه دقیقه وقت داشتم تا با توجه به ابیات پایین، دو بیت اول ترانه را دوباره بنویسم. . .

  • ارشاد، کدام دو بیت را حذف کرد؟
دلیلی نمی‌بینم دو بیتی را که ارشاد به آن مجوز نداده و برای انتشار مناسب ندانسته، مطرح کنم. فکر می‌کنم این کار یک جور «دهان کجی» باشد. به هر حال من در قالب موسیقی مجاز کار می‌کنم و به مقررات و محدودیت‌ها احترام می‌گذارم. ترانه‌هایم را به دفتر موسیقی ارشاد سپرده‌ام و به همین دلیل فکر نمی‌کنم جالب باشد که بخواهم «خودنمایی» کنم. «کاش عاشقت نمی‌شدم» می‌توانست اثر تأثیرگذارتری هم باشد اما متأسفانه خواننده‌ها هرچقدر بزرگتر باشند حساسیت هم روی کارهایشان بیشتر است.

  • فکر می‌کنی «یه خاطره از فردا» برای معرفی بیشتر علی بحرینی در عرصه ترانه، تأثیر زیادی داشته باشد؟
صددرصد همین طور فکر می‌کنم. در شرایطی که خیلی از ترانه‌های خوب من به بدترین شکل توسط خواننده‌ها اجرا شده‌اند و به تیراژ بیست هزار هم نرسیده‌اند، حالا با خواننده‌ای همکاری کرده‌ام آلبومش سیصد، چهارصدهزار مخاطب دارد و انصافاً در اجرای ترانه‌ها هم فوق‌العاده است.

  • «یه خاطره از فردا» با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده؛ بعضی‌ها آن را بسیار دوست دارند و عده‌ای هم آن را یک فاجعه می‌دانند. از نظر تو «یه خاطره از فردا» در کارنامه احساس خواجه‌امیری چه جایگاهی دارد؟
به نظر من «یه خاطره از فردا» آلبوم روان، درست و استانداردی است که به مخاطب خواجه‌امیری احترام گذاشته است. فکر می‌کنم طرفداران همیشگی احسان از این آلبوم راضی شده باشند و احتمالاً مخالفان این آلبوم جزو شنونده‌های «گذری» کارهای او هستند. اما این را هم بگویم که در یک سال گذشته متأسفانه نگاه جامعه ما نسبت به آثار هنری بسیار مسموم شده و من از این نظر بسیار نگرانم. انگار ما همه منتظر اکران یک فیلم، پخش یک سریال یا انتشار یک آلبوم هستیم تا بلافاصله به آن بتازیم! من نمی‌توانم این پرخاشگری را توجیه کنم اما پیامدش قطعاً این خواهد بود که جامعه به زودی از هیچ اثر هنری لذت نخواهد برد. متأسفانه یاد گرفته‌ایم که «کلیت» آلبوم‌ها را هم هدف قرار بدهیم. به نظر من آلبوم «یه خاطره از فردا» حداقل پنج، شش قطعه بسیار خوب دارد که باعث می‌شود هیچ آدم منصفی آن را آلبوم فاجعه آمیزی نداند. از طرف دیگر این را هم می‌پذیرم که دو، سه قطعه در این آلبوم عملاً به آهنگ‌های دست و پاگیری تبدیل شده‌اند و مانع از آن هستند تا این آلبوم را یک اثر استثنایی بدانیم. من شخصاً فکر می‌کنم «یه خاطره از فردا» جزو یکی از سه، چهار آلبوم خوب موسیقی پاپ ایران در دو، سه سال گذشته باشد.

  • به عنوان یک روزنامه‌نگار، کدام ترانه‌های این آلبوم را بیشتر دوست داری؟
«مسری» قطعه محبوب من است. «اعتراف» را هم فوق‌العاده دوست دارم و اعتقاد دارم در کنسرت‌های احسان مورد استقبال قرار خواهد گرفت. قطعه «نمی دونم» هم از نظر ترانه، آهنگ و تنظیم باب میل من است. خوشحالم که در «یه خاطره از فردا» نامم کنار افشین یداللهی ثبت شده است. در میان ترانه‌سرایان پس از انقلاب برای فرید احمدی و افشین یداللهی بیشترین احترام را قائل بوده‌ام و آنها را بابت جریان‌سازی در ترانه‌هایشان همواره ستایش کرده ام. امسال برای من اتفاق خیلی خوبی افتاده که در آلبوم راما (کم کم عاشقم شو) با فرید احمدی و در آلبوم احسان (یه خاطره از فردا) با یداللهی همسایه شده ام. برایم افتخار بزرگی است که در شناسنامه آلبوم «مدارا» با صدای شهرام شکوهی هم قرار است اسمم کنار اسم محمدعلی شیرازی ثبت شود. با فرید احمدی دوست هستم اما شیرازی و یداللهی را روی هم پنج دقیقه هم ندیده‌ام ولی این دلیل نمی‌شود که از تأثیر کارهایشان روی روح و ذهنم چیزی نگویم.

  • در ترانه‌سرایی هم از آنها یا ترانه‌سرای دیگری تأثیر گرفته‌ای؟
برای آدم‌های اسطوره‌ای زندگی‌ام آنقدر احترام قائل هستم که به هیچ عنوان تقلیدشان را نکنم. چیزی که در سال‌های اخیر به شدت وضعیت ترانه را با مشکل مواجه کرده، تقلید است. البته این تقلید به صورت زیرکانه انجام می‌شود. الان تب ایرج جنتی عطایی به شدت در ایران داغ شده ولی طبیعی است که نمونه‌های تقلیدی نمی‌توانند ثمربخش باشند. ذائقه مردم برای شنیدن ترانه به شدت تغییر کرده. به همین دلیل دوران بسیاری از ترانه‌سراها به پایان رسیده، آن وقت در شرایطی که خواننده‌های باهوش لس آنجلسی خودشان به دست و پای ترانه‌سراهای داخلی افتاده‌اند، ما در داخل کشور فریب کپی‌های رنگ و رو رفته جنتی عطایی را می‌خوریم. متأسفانه در سال‌های اخیر، ترانه‌هایی معامله شده‌اند که فقط روی کاغذ زیبا هستند و دکلمه آنها دلنشین است ولی خواننده‌ها چنان جادو می‌شوند که اصلاً به ارزش موسیقایی و در نظر گرفتن مخاطب در انتخاب ترانه‌ها فکر نمی‌کنند. نتیجه این رویکرد این می‌شود که در همین یکی، دو سال اخیر گروهی از بهترین خواننده‌های پاپ ایران با انتخاب غلط این اشعار به جای ترانه‌های «نوآور» و مخاطب پسند زمین خورده‌اند و در عوض این چنین شاعرانی هم دستمزد خوب می‌گیرند و هم آرتیست می‌شوند. من به شدت اعتقاد دارم ترانه‌سرا باید در خدمت مجموعه اثر باشد. او باید بداند که «هدف» مجموعه‌ای که با آن همکاری می‌کند، چیست و برای تأمین آن هدف تلاش کند نه اینکه بخواهد خودش را به خواننده و آهنگساز تحمیل کند. ترانه‌سرا شاید بتواند خودش را به همکارانش تحمیل کند اما مردم ترانه‌های تحمیلی را نمی‌پذیرند. تاکنون بارها و بارها این تجربه ثابت شده است. یک نکته دیگر را هم بگویم: من اصلاً نمی‌فهمم یک هنرمند که روحش باید با صداقت و راستی عجین باشد، چطور رضایت می‌دهد که آثارش با نام‌های غیرواقعی منتشر شود! چطور می‌توانیم به واقعی بودن و صداقت ابیاتی ایمان داشته باشیم که در شناسنامه آلبوم‌ها حتی نام سراینده آنها هم واقعی نیست!

  • پس نظر کلی‌ات در مورد وضعیت کلی ترانه در موسیقی پاپ چندان مثبت نیست.
اتفاقاً نظرم بسیار هم مثبت است. وضعیت ترانه از همیشه بهتر است. بعضاً با نوآوری‌هایی روبه‌رو می‌شوم که به شدت غافلگیر می‌شوم. رقابت در جمع ترانه‌سراها از تمام رشته‌های دیگر موسیقی پاپ، سخت‌تر است. ما شاید ده خواننده طراز اول داشته باشیم. در حوزه تنظیم و آهنگسازی شاید تعداد هنرمندان برجسته پاپ ما به ده نفر هم نرسد اما به نظر من حداقل سی ترانه‌سرای درجه یک در اختیار داریم. ‌ای کاش تصمیم گیرنده‌های آثار داخلی خصوصاً خواننده‌ها، به ترانه‌سراهای بااستعداد و خلاق اطمینان کنند نه به کسانی که بین ایران و لس آنجلس معلق هستند و خودشان هم اعتراف می‌کنند که ترجیح می‌دهند بهترین ترانه‌هایشان را در اختیار آن سوی آبی‌ها قرار بدهند تا ویترینی به نام کلیپ داشته باشند! البته این ترانه‌سراهای «دومنظوره» خیلی زود به بن‌بست می‌رسند و موقعیت خود را در هر دو جبهه از دست می‌دهند چون بدون خلوص نمی‌توان در کار هنر جلو رفت. در این سال‌ها تعدادی از ترانه‌سراها اسم خودشان را به عنوان کسانی که هم در لس آنجلس فعال هستند و هم در تهران مطرح کردند اما امروز هیچ جایگاهی در این عرصه ندارند و حتی آن سوی آبی‌ها هم طردشان کرده‌اند اما آنهایی که به اصول و اخلاق ایمان داشته‌اند، همچنان مطرح هستند.

  • در لابلای حرف هایت از همکاری با شهرام شکوهی حرف زدی، آیا او آلبوم مجازی تولید کرده است؟
هر خواننده‌ای که من با او همکاری می‌کنم، قرار است فعالیت مجاز داشته باشد. شهرام شکوهی هم یکی از این خواننده هاست که به نظر من آلبومش یکی از موفق‌ترین آلبوم‌های سال 89 خواهد بود. موسیقی پاپ ایران به شدت جای خالی خواننده‌ای با جنس صدای شکوهی را احساس می‌کرد. فکر می‌کنم آلبوم او بسیار شنیده شود. همکاری با او اصلاً کار راحتی نبود چون خودش آهنگساز است و ترانه هم می‌گوید. قانع کردن خواننده‌هایی مثل شکوهی و حمید عسکری که روی کلمات حساس هستند، اصلاً راحت نیست!

  • شاید پیش‌بینی می‌شد اگر قرار باشد با یک خواننده همکاری نکنی، آن خواننده حمید عسکری باشد. در طول سال‌های اخیر همیشه انتقادات تندی را از عسکری در مجله اتفاق نو مطرح می‌کردی اما ناگهان این خبر منتشر شد که مشغول همکاری با او در آلبوم جدیدش هستی. این خبر آنقدر عجیب بود که خیلی‌ها فکر کردند اشتباه چاپی صورت گرفته و قرار است داریوش شهریاری (که او هم روزنامه‌نگار است) با عسکری همکاری کند. چطور شد این اتفاق غیرمنتظره رخ داد؟
قبل از هر چیز آرزو می‌کنم اتفاقات «غیرمنتظره» همیشه مثبت باشند و نمی‌دانم چرا همکاری من با حمید عسکری اینقدر با انتقاد همراه شده است. واقعاً نمی‌دانم اینکه دو نفر اختلاف‌هایشان را کنار بگذارند، چرا باید عده‌ای را نگران کند! البته سعی می‌کنم به جوسازی‌ها توجه نکنم و تمام حواسم به این باشد که در آلبوم «کما-3» باعث تضعیف عسکری نشوم. من در روزهای ابتدایی همکاری‌ام با حمید عسکری، فقط به آلبوم او و خودش، نگاه «حرفه ای» داشتم. در اولین برخورد با او، فهمیدم حمید یک آدم صددرصد حرفه‌ای است. او تعدادی از ترانه‌های مرا شنیده بود و به این نتیجه رسیده بود که می‌توانم بیشتر از دیگران برایش مفید باشم. به همین دلیل کدورت‌ها را کنار گذاشت و پیشنهاد همکاری را مطرح کرد. حتی در همان ملاقات اول گفت: «اگر باز هم علیه من مطلب بنویسی، ایرادی ندارد فقط ترانه‌ها و سوژه‌های آلبوم را با کسی در میان نگذار.» من و حمید با ذهنیت کاملاً حرفه‌ای کارمان را شروع کردیم. من از همکاری با آهنگساز- خواننده‌ای که هر کدام از آلبوم‌هایش را میلیون‌ها نفر می‌شنوند و می‌تواند ترانه‌هایم را به گوش فارسی زبان‌ها برساند، استقبال کردم و او هم مرا ترانه‌سرایی می‌دانست که می‌تواند انتظارش را در «کلام» برآورده کند. اما الان که مدتی از ارتباط ما گذشته اعتراف می‌کنم که دیگر نگاهم به حمید عسکری یک نگاه صرفاً حرفه‌ای نیست. فکرش، رفتارش و نگاهش را می‌پسندم و با او احساس امنیت می‌کنم. عسکری جزو معدود افرادی است که روی ارتباط با او حساب می‌کنم. زبان هم را خیلی خوب می‌فهمیم. شاید علتش این باشد که هر دو متولد دهه پنجاه هستیم و هر دو هم در ماه مهر به دنیا آمده ایم.

  • در دوران بحرانی، کدامیک از شما مقصر بودید؟
اگر قرار باشد فقط یک نفر را مقصر بدانیم، قطعاً من تقصیر داشته‌ام. در مدتی که با هم کار کردیم، آنقدر از عسکری انرژی مثبت گرفته‌ام و خوبی دیده‌ام که دوست دارم خودم را مقصر قطعی بدانم! در آلبوم «کما-3» من جای حمید عسکری را گرفته ام. چون در آثار قبلی‌اش اغلب ترانه‌ها را خودش سروده بود. «کما-3» همکاری دلنشینی برای من به حساب می‌آید. چون همه چیز با بحث و توافق دونفره پیش رفته است.

  • می توانیم امیدوار باشیم که در ترانه‌های آلبوم «کما-3» از اشکالات قافیه خبری نباشد؟
حمید عسکری به هر حال آدم یکدنده‌ای است. تقریباً مثل خودم! شاید فقط یک آدم یکدنده را یک آدم یکدنده دیگر بتواند تحمل کند! هنوز نمی‌توانم تضمین بدهم که اشکالات قافیه به صفر برسد! فعلاً روی سه، چهار کلمه با هم درگیریم. اما تضمین می‌دهم که «کما-3» از نظر حس و تکنیک آلبوم فوق‌العاده‌ای باشد و در تیراژ، حمید عسکری را یکبار دیگر به نوک قله ببرد. او به عنوان آهنگساز، فوق‌العاده سختگیر است. در آلبوم جدید متن ترانه‌ها بسیار کوتاه‌تر از ترانه‌های معمول است اما می‌توانم ادعا کنم که حتی یک مصرع «اضافه» و «بی تأثیر» در ترانه‌های «کما-3» وجود ندارد.

  • اولین آلبوم مهمی که بعد از «یه خاطره از فردا» با ترانه‌های علی بحرینی منتشر می‌شود کدام آلبوم خواهد بود؟
احتمالاً زمانی که این گفت‌وگو روی سایت موسیقی ما می‌رود آلبوم «رمانتیک» با صدای شهاب رمضان منتشر شده است. با شهاب همکاری طولانی مدت و تقریباًمداومی داشته‌ام و فکر می‌کنم حدود چهل قطعه ترانه نوشتم و او برای صداهای مختلف ساخت که فعلاً ترانه «تبریک» با صدای بهنام صفوی منتشر شده، در «رمانتیک» سه ترانه دارم که به موفقیت آنها خوش‌بینم. شهاب در آهنگسازی فوق‌العاده باهوش است و هیچ پروژه‌ای را لنگ نمی‌گذارد.

  • بیشترین تعداد همکاری را با شهاب رمضان داشته ای؟
نه، تعداد همکاری‌هایم با میلاد ترابی بیشتر از بقیه آهنگسازها بوده است. با میلاد ترابی چهار سال است به صورت پیوسته همکاری داریم و به قول معروف چشم بسته قلق یکدیگر را می‌دانیم. تا حالا خروجی کار ما خیلی زیاد نبوده و می‌توانم به قطعاًتی که در آلبوم‌های توفان کرمی و رامین بی‌باک داشتیم اشاره کنم. در آلبوم «سورپرایز» محمد علیزاده هم چند کار مشترک با میلاد داشتم که ترانه «جز تو کی می‌تونه عزیز من باشه» شاخص‌ترین آنها بود.

  • رفاقت شما دو نفر، یکی از طولانی‌ترین رفاقت‌های چند سال اخیر در موسیقی پاپ بوده و خیلی‌ها در میان حرف‌هایشان به طعنه و کنایه به آن اشاره می‌کنند.
با میلاد در همکاری و رفاقت به ثبات کامل رسیده‌ام و می‌دانم که ارتباط‌های قوی در موسیقی، اتفاق عجیب و غریبی است. تا دو سال پیش خیلی از دوستان که فکر می‌کنند رابطه ما به ضررشان تمام می‌شود تلاش می‌کردند تا میان ما اختلاف ایجاد کنند و به نوعی این رابطه را از بین ببرند یا حداقل آن را ضعیف کنند اما الان دو سالی است که دیگران هم با این مسئله که من و میلاد برای هر پروژه‌ای معمولاً گزینه اول یکدیگر هستیم، کنار آمده‌اند و فکر می‌کنم تیم دونفره ما تا شش ماه اول سال 90 بتواند کارهای مهمی را وارد بازار پاپ کند. همین امسال در آلبوم‌های حمید عسکری، علیرضا موسوی، فرزاد فراحی، شهرام شکوهی، مسعود محمدنبی، خشایار فکی و. . . همکاری قابل توجهی با میلاد داشته ام. یک «فول آلبوم» هم برای یک خواننده کاست اولی آماده کرده‌ایم که تمام ترانه‌هایش را من نوشته‌ام و آهنگسازی و تنظیم تمام قطعاًت آن را میلاد انجام داده و فکر می‌کنم خواننده‌اش پدیده امسال موسیقی پاپ ما باشد.

  • فکر نمی‌کنی اینکه میلاد و علی بحرینی گزینه‌های همیشگی یکدیگر باشند، در نهایت به ضرر آنها تمام شود؟
ما گزینه «اول» یکدیگر هستیم نه اینکه تنها گزینه‌های یکدیگر باشیم و فکر می‌کنم در این باره تصمیم درستی گرفته ایم. نیمی از همکاری‌های ما معمولاً با افراد دیگری شکل گرفته، مثلاً در آلبوم «حساسیت» ایمان قیاسی که علاوه بر نوشتن تمام ترانه‌ها، مدیریت تولید آن را هم برعهده داشتم فقط در دو قطعه از میلاد کمک گرفتم و با توجه به فضای آلبوم به سراغ آهنگسازان دیگر هم رفتم. از حاصل همکاری با بابک مافی، شهاب رمضان، پیام هوشمند، امیرعباس حسن زاده، نسترن نفریه، محسن چاوشی، سعید شهروز، الیاس شیرزاد، سیامک عباسی، مسعود امامی و سایر کسانی که در این آلبوم آهنگ ساختند و تنظیم کردند، فوق‌العاده رضایت دارم. اگر برای این آلبوم و ترانه‌هایی که برای «حساسیت» نوشته‌ام اتفاق خوبی بیفتد، این موفقیت را مدیون ایمان قیاسی هستم که سه سال پای من ایستاد و اجازه داد در کنار یکدیگر به فکرهایی که در سرمان بود، برسیم. امیدوارم ایمان امسال پاداش صبر و تحملش را بگیرد. طی دوازده سالی که در موسیقی حضور دارم، هیچ پروژه‌ای به اندازه «حساسیت» برایم حساس، مهم و زمان بر نبوده و روی تمام قطعاًت این آلبوم تعصب دارم. خوشحالم که این آلبوم قرار است توسط شرکت تصویر دنیای هنر با پخش گسترده منتشر شود.

  • آلبوم «حساسیت» در چه مرحله‌ای است؟
منتظر صدور مجوز نهایی هستیم و آلبوم پاییز امسال منتشر می‌شود. من با ایمان قیاسی، چند هفته پس از درگذشت مادرم آشنا شدم و تقدیر چنین بود که چند هفته قبل از انتشار آلبوم، مادر او هم به بهشت سفر کند. این آلبوم را قطعاً به مادرانمان تقدیم می‌کنیم و اطمینان داریم که ماهرخ (مادر من) و مولود (مادر ایمان) به فکر ما خواهند بود.

  • جز احسان خواجه‌امیری و حمید عسکری، امسال با کدام خواننده‌های سرشناس و باسابقه همکاری کرده ای؟
در آلبوم دوم بهنام صفوی، در آلبوم نهم سعید شهروز و در آلبوم چهارم بابک جهانبخش هم ترانه خواهم داشت. روی همکاری با مهدی یغمایی هم حساب ویژه‌ای باز می‌کنم. یغمایی می‌تواند یکی از بهترین‌های تاریخ پاپ ایران باشد. خوشحالم که تا 34 سالگی هنوز آلبوم رسمی و مستقلی با صدای او منتشر نشده چون حالا پر از تجربه و انگیزه است و قبل از حضور رسمی در موسیقی، مرحله آزمون و خطا را پشت سر گذاشته است.

  • نکته جالبی که وجود دارد، این است که اغلب خواننده‌هایی که با آنها همکاری کرده ای، خودشان آهنگساز هم هستند. مثلاً عسکری، شهرام شکوهی، خواجه‌امیری، شهاب رمضان، سعید شهروز، بابک جهانبخش، مهدی یغمایی و. . .
علتش این است که خیلی از ترانه‌ها را روی ملودی نوشته‌ام و چون آهنگساز و خواننده یک نفر بوده‌اند در حقیقت من باید فقط نظر یک نفر را جلب می‌کردم.

  • پس میانه‌ات با آنهایی که فقط آهنگساز هستند، خیلی خوب نیست!
تا حالا کمتر پیش آمده که با آهنگسازان صرف، همکاری کنم. شاید تنها آهنگسازانی که با ترانه‌های من کنار می‌آیند، پیام هوشمند و امیرعباس حسن‌زاده باشند. به نظر من اگر از کسانی که هم آهنگسازند و هم خواننده بگذریم، امیرعباس و پیام در حال حاضر بهترین آهنگسازان پاپ ایران هستند. پیام و امیرعباس ملودی‌هایی می‌سازند که به خواننده و شنونده احترام می‌گذارد. امیدوارم خواننده‌های ما هم در اوج کارهای کپی و «کاور» به ملودی‌هایی که آنها می‌سازند، احترام بگذارند.

  • فکر می‌کنی موسیقی در مطبوعات، با کناره‌گیری علی بحرینی ضعیف شده است؟
امیدوارم اینطوری نباشد. خوشبختانه این روزها تقریباً تمام نشریات مطالب موسیقی دارند اما حلقه مفقوده صفحات موسیقی در نشریه‌های مختلف، بی‌توجهی آنها به وضعیت کلان موسیقی پاپ و حمایت از کلیت آن است. فعلاً موسیقی پاپ برای مطبوعات مفید است چون مطبوعاتی‌ها به سراغ چهره‌های سرشناس موسیقی می‌روند، از آنها مصاحبه می‌گیرند و یا خبر چاپ می‌کنند. امیدوارم روزی مطبوعات هم برای موسیقی کاری انجام بدهند.

  • به نظر خودت به عنوان موسیقی نویس، برای موسیقی کاری انجام دادی؟
به قول عادل فردوسی‌پور با ضرس قاطع می‌گویم که کارهایی که من برای موسیقی انجام دادم، ده‌ها برابر بیشتر از کارهایی بود که موسیقی برای من انجام داد.

  • و حرف آخر برای این گفت‌وگوی طولانی؟
تشکر از سایت موسیقی ما، به خاطر تلاش‌هایش به عنوان تنها رسانه آنلاین موسیقی، تشکر از رامین بصیرت‌نیا مدیر شرکت تصویرگران دنیای هنر که چند ماهی است به من اطمینان کرده و قسمتی از فعالیت‌هایش در عرصه موسیقی را با همفکری من انجام می‌دهد، تشکر از مسئولان ارشاد به خاطر حمایت‌های دو، سه سال اخیرشان از موسیقی پاپ. اطمینان دارم حرکت‌های عاقلانه‌ای که طی سال‌های اخیر چه از جانب هنرمندان و چه از جانب مسئولان انجام شده در نیم سال دوم 89 به نتیجه می‌رسد و در ماه‌های باقی مانده امسال آلبوم‌های موفقی به بازار خواهند آمد که تمام اهالی چرخه موسیقی را خوشحال خواهند کرد.



تبلیغات سمت چپ

آمار سایت
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

صفحه بندی وبلاگ
صفحات اضافی
لینکستان
قالب های جدید میهن بلاگ
سامانه طلایی پیامک
خاطرات
همه لینکها || ارسال لینک


آماده سازی : میثم . جعفربگلو || قدرت گرفته از : MtO2.CoM